
چشم وا کردم و دیدم خبر از رویا نیستهیچ کس این همه اندازه ی من تنها نیست بی تو این خانه چه سلول بزرگی شده استکه دگر روشنی از پنجره اش پیدا نیست مرگ؛ آن قسمت دوری که به ما نزدیک استعشق؛ این فرصت نزدیک که دور از ما نیست چشم در چشم من انداخته ای می دانیچهره ای مثل تو در آینه ها زیبا نیست هیچ دیوانه ای آن قدر که من هستم نیستچون که اینگونه شبیه تو کسی شیدا نیست مردم سر به هوا را چه به روشن بینی!؟ماه را روی زمین دیده ام آن بالا نیست شعر از مهدی فرجی ...
ادامه مطلب
چشم هایت شعر عشقی تازه می گوید برایممن تو را زیبا تر از یاس و اقاقی می سرایم ای نگاهت آسمانی شعر چشمت زندگانینو گل عشقی وَ من در باغ چشمانت رهایم کاش چون تصویر عشقی در نگاهت می نشستمتا سراپا عشق می شد این دل عشق آشنایم تو شکوه کشتزاری آشیان مرغ عاشقبی تو من گم کرده راهم خود نمی دانم کجایم از تبار کهکشانی خانه ات در آسمان هابا تو اوج آسمانم آسمانی با صفایم شعر از علی اکبر خلیلی ...
ادامه مطلب