خرید بک لینک

هرچند درد و حسرت و اندوه و آه نيست
اما دلم گرفته، دلم رو براه نيست

حالا که اشک سرمه ي چشم مرا گرفت
ديدي که هردوچشم غريبي سياه نيست؟!

گفتم چه اشتباه بزرگيست عاشقي
گفتي هميشه فرصت اين اشتباه نيست

امشب اگر به بوسه لبت وا شد و نشد
قدري بخند،خنده که ديگر گناه نيست

دستت به من نمي رسد و شکوه مي کني
ناکامي پلنگ که تقصير ماه نيست

با بغض و قهر و اخم به ديدار من نيا
اين دل حريف يک تنه ي يک سپاه نيست

قدري بخند و وزن غزل را بهم بريز
هرچند در غزل همه چي]ز[دلبخواه نيست

شعر از بيتا اميري

برچسب: نویسنده: مهسا میرزاپور تاريخ: دوشنبه 6 آذر 1396 ساعت: 16:22

صفحه بندی