خرید بک لینک

وقتي تورا از اين دل تنگم خدا گرفت
با من تمام عالم و آدم عزا گرفت

شبهاي بي تو ماندن و تکرار اين سؤال:
اين دلخوشي ِساده ي ما را چرا گرفت؟ .

درچشمهاي تيره ي تو درد خانه کرد
در چشم هاي روشن من غصّه پا گرفت .

هي گريه پشت گريه و هي صبر پشت صبر
هر کس شنيد قلبش از اين ماجرا گرفت .

بعد از تو کار هر شب من جز دعا نبود
هي التماس و گريه و هي نذر...تا گرفت .

حالا که آمدي چه قَدَر تلخ و خسته اي
اصلا!خدا دوباره تو را داد ؟يا...گرفت؟

شعر از بیتا اميري

برچسب: نویسنده: مهسا میرزاپور تاريخ: دوشنبه 6 آذر 1396 ساعت: 16:22

صفحه بندی