خرید بک لینک

سلام خواهر خوبم , غریب بی داداش
چگونه ای؟ به چه حالی؟خوش خوشی؟… ای کاش !

به گوشه گوشه ی چادر نماز گل دارت
برای گریه فقط در تو میکنم کنکاش

تبار و قاعده ی خون مشترک حرف است
بیا و خواهر دلتنگی دل من باش !

هنوز هم دم در , کودکانه می گریم
به یاد کاسه ی سارا و عطر نذری آش

گریستن خواهر جان گریستن خواهر
مرا بگیر از آغوش من یواش یواش ...

منم , غریب سفرهای از سر اجبار
بیا و پشت سر من به گریه آب بپاش

مرا که این همه داداشی دلت هستم
به هر بهانه به هر شکل دوست داشته باش

شعر از سید محمد علی رضازاده

برچسب: سلام,خواهر,خوبم,غریب,داداش, نویسنده: مهسا میرزاپور تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:14

صفحه بندی