یک دختر از قبیله ی من طالب تو بود
درگیر یاس فلسفه ی کاذب تو بود
دنبال رد پای خودش توی دفترت...
در شعرهای در هم و بی قالب تو بود
اهلی ترین مسافر بی ریشه ی زمین
در مرزهای مخمصه ی جاذب تو بود
از ترس سنگ ها و کتک ها ،شکنجه ها
عمری اسیر شعب ابی طالب تو بود
دل داده ی شهامت چشمان فاتحت
ترسش همیشه رد شدن از جانب تو بود
تا آسمان رساندن و درجا زمین زدن
فنِّ بدون اسلحه و جالب تو بود
حالا تو رفته ای و غرورش شکسته است
آن زن که در خیال خودش صاحب تو بود
شعر از صنم نافع
برچسب: یک دختر دارم نداره,یک دخترخوب برای ازدواج,یک دختر,یک دختر خوب,یک دختر باید چگونه باشد,یک دختر تنها,یک دختر معمولی,یک دختر خوشگل,یک دختر دم بخت,یک دختر زیبا,
نویسنده: مهسا میرزاپور