خرید بک لینک


عمري است آه و ناله ي خاموش مي کشيم
از دست اين صليب که بر دوش مي کشيم

زخم زبان به مريم قديسه مي زنيم
شمشير روي سام و سياووش مي کشيم

در فکر قتل عام پلنگ و پرنده ايم
وقتي که دست بر سر خرگوش مي کشيم

سرما دويده در رگ پيوندهاي باغ
ما شب کلاه روي بناگوش مي کشيم

باور کنيد مي شکند سنگ سخت را
دردي که زير اين همه تن پوش مي کشيم

اين راه و رسم آينه و آفتاب نيست
مرگ است اينکه تنگ به آغوش مي کشيم

شعر از عبدالحسين انصاري

برچسب: نویسنده: مهسا میرزاپور تاريخ: جمعه 26 خرداد 1396 ساعت: 2:34

صفحه بندی