خرید بک لینک

جنازه اش عقب ِ وانت، جنازه اش وسط ِ گونی
جنازه اش هدف ِ ماشه، پس از تجمّع قانونی!!

شعار ِ تند ِ سیاسی داشت، و فکرهای اساسی داشت
به پا، دو کفش پر از تردید، به دست، پیرهنی خونی

جنازه اش وسط مردم، پلیس احمق و سردرگم
به فکر ِ بردنش از دنیا، به فکر کوچه ی بیرونی

صدای خسته ی آزادی، صدای گریه ی از شادی
به سمت ِ هیچ کجا آباد، فرار از این شب ِ طاعونی

شعر از فاطمه اختصاری

برچسب: نویسنده: مهسا میرزاپور تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 17:51

صفحه بندی