خرید بک لینک

بگذار پای غنچه به لبخند وا شود
شاید دری به سمت خداوند وا شود

بستیم سیب سرخ به نارنج های دوست
ای کاش بخت این همه پیوند وا شود

سر می رسد دوباره بهار از سفر اگر
از دست و بال چلچله ها بند وا شود

یک استکان چای برای جهان بریز
تا اخم بقچه های پر از قند وا شود

آغوش تو سپیدترین عاشقانه هاست
ای کاش رو به من بگذارند وا شود

بگذار عشق لانه کند کنج سینه ات
وقتش رسیده برف دماوند وا شود

شعر از عبدالحسین انصاری

برچسب: نویسنده: مهسا میرزاپور تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 4:50

صفحه بندی