بغض خاموشم و آوا شدنم نزديک است
گره ي کورم اگر، واشدنم نزديک است
شهر من گم شده زير تلي از خاکستر
در پي ام هستي و پيدا شدنم نزديک است
عشق چادر زده چندي ست حوالي دلم
مژدگاني بده بر پا شدنم نزديک است
" فاش مي گويم و از گفته ي خود دلشادم "
عاشقت هستم و رسوا شدنم نزديک است
وصلت دست من و چاک گريبان شما
شک ندارم که زليخا شدنم نزديک است
شعر از بهروز آورزمان
برچسب:
نویسنده: مهسا میرزاپور