غزلسرا

متن مرتبط با «نزد» در سایت غزلسرا نوشته شده است

پی مراد تو , چرخی که روزگار نزد

  • نیلوبلاگ

    پی مراد تو , چرخی که روزگار نزدگلی به گیسوی تو آخر این بهار نزد به دستهای یتیم و همیشه خالی ما_ زمانه هیچ به جز ترکه ی انار نزد نگو که عشق , به دریا زده دل ما رانه .. , چند مرتبه گفتم نزد ! هوار ... نزد! همیشه شاهدشان کفش های کوچک توستدو قطعه پا که قدم جز به انتظار نزد کدام روز , نگاه تو التماس نکردکدام شب , دل من ذره ذره زار نزد از این جماعت سر در قنوت گم کردهکسی سری به پرستوی غصه دار نزد چرا درخت دل کوچک حیاط شمابه شاخ و برگ خودش دانه ای انار نزد تو پابرهنه تر از رودهای دنیایینمی شود که به آب تو بی گدار نزد من و تو هر دو غریب همین غمستانیمگلی به گیسوی ما , آخر این بهار نزد شعر از سید محمد ...

    ادامه مطلب
  • بغض خاموشم و آوا شدنم نزديک است

  • نیلوبلاگ

    بغض خاموشم و آوا شدنم نزديک استگره ي کورم اگر، واشدنم نزديک است شهر من گم شده زير تلي از خاکستردر پي ام هستي و پيدا شدنم نزديک است عشق چادر زده چندي ست حوالي دلممژدگاني بده بر پا شدنم نزديک است " فاش مي گويم و از گفته ي خود دلشادم "عاشقت هستم و رسوا شدنم نزديک است وصلت دست من و چاک گريبان شماشک ندارم که زليخا شدنم نزديک است شعر از بهروز آورزمان ...

    ادامه مطلب