غزلسرا

متن مرتبط با «کسی» در سایت غزلسرا نوشته شده است

سعی دارد تا برانگیزد هراسم را کسی

  • نیلوبلاگ

    سعی دارد تا برانگیزد هراسم را کسیپرت می خواهد به خود از من _ حواسم را کسی شب که می پوشد مه افسوس بر عریانی امزیر نور ماه می شوید لباسم را کسی صورتش را پنبه ی مهتاب , مخمل ریختهفاش خواهد از درونم التماسم را کسی برتنش پیراهن پیری ست الیافش ادبباچنین شوریده حالی می شناسم _ را _ کسی خوشه های شعر , یک یک می رسند و سال هاستبرده از رؤیای گندمزار داسم را کسی کاش مهمان تبسم های تابستان کندحال و روز با زمستان در تماسم را کسی چشم هایم شهر زیر سیل های موسمی ستزیرپا انداخته گل های یاسم را کسی شعر ؛ رؤیاهای انسان را جهانی می کندکاش باور داشت حرف بی اساسم را کسی شعر از سید محمد علی رضازاده ...

    ادامه مطلب
  • گاهی گاهی همین که دل به کسی بستهای، بس است

  • نیلوبلاگ

    گاهی همین که دل به کسی بستهای، بس استبغضت ترکترک شدو نشکستهای، بس است گاهی فقط همین که به امّیدِ دیگریاز خود غریبهتر شدی و خستهای، بس است اهل زمین همیشه زمینگیر میشوندیک بال اگر از این قفست رَستهای، بس است در مرزِ عشق و وصل، تو ابنالسّلام باشبا اینهمه تضاد،چو پیوستهای،بس است این دور، دورِ حدِّ اقلهای عاشقیستدر حدّ یک نگاه که وابستهای، بس است سیدمهدی طباطبایی ...

    ادامه مطلب