غزلسرا

متن مرتبط با «دستِ» در سایت غزلسرا نوشته شده است

گل"و یا"پوچ"بگو دستِ دلم را وا کن

  • نیلوبلاگ

    گل"و یا"پوچ"بگو دستِ دلم را وا کنگلِ گم مانده ی اقبال مرا پیدا کن... ! سرِ دندان تو چون ماه سپید است-بخنددل حسرت زده را آب تر از دریا کن! همه ی ترسِ من این است که چشَمت بزنندلااقل پنجره ات را به جهان کم وا کن غم گیسوی تو دارد،شبِ دلتنگیِ منزودتر این شبِ نفرین شده را فردا کن تو که دلگرم تر از سینه ی تابستانیلطف کن دستِ دلِ یخ زده ام را "ها"کن "شمسِ" بابلسرِ دلتنگی ی من،حرف بزنشهرِ حیرت زده را، یک شبه "مولانا" کن شعر از سید محمد علی رضازاده ...

    ادامه مطلب