غزلسرا
متن مرتبط با «یاپوچبگو» در سایت غزلسرا نوشته شده است
جدیدترین مطالب منتشر شده
لب این پنجره چندیست به جان آمده ایم
در آغوشت کشیدم مثل خاک مرده باران را
بوسه می خواهم من از آن گونه های روشنش
لب این پنجره چندیست به جان آمده ایم
شلّاق موج است این که آمد سهم ساحل شد
اي آنکه در گلوي تو شوق شراب نيست
آن تندباد تير، بگو با تنت چه کرد؟
اصلا به حال ما چه فرقي دارد اين باران ؟
وقتي تورا از اين دل تنگم خدا گرفت
هرچند درد و حسرت و اندوه و آه نيست