غزلسرا

متن مرتبط با «پنجره» در سایت غزلسرا نوشته شده است

لب این پنجره چندیست به جان آمده ایم

  • نیلوبلاگ

    لب این پنجره چندیست به جان آمده ایمبه تماشاگه بی نام و نشان آمده ایمنامه دادیم که شاید برسد دست اجلخودمان زودتر از نامه رسان آمده ایمذره ای بهره نبردیم از عالم نکندما فقط بهر تماشای جهان آمده ایم!فرصتی پیش نیامد که لبی باز کنیماز غم لال نمردن به زبان آمده ایمقدر یک ثانیه شادی نرسیدست به ماعذر خواهیم اگر دلنگران آمده ایمجانمان را به لب آورد خزانی که گذشتلب این پنجره چندیست به جان آمده ایمشعر از فرامرز عرب عامری بخوانید...

    ادامه مطلب
  • لب این پنجره چندیست به جان آمده ایم

  • نیلوبلاگ

    لب این پنجره چندیست به جان آمده ایمبه تماشاگه بی نام و نشان آمده ایمنامه دادیم که شاید برسد دست اجلخودمان زودتر از نامه رسان آمده ایمذره ای بهره نبردیم از عالم نکندما فقط بهر تماشای جهان آمده ایم!فرص...

    ادامه مطلب
  • شب لب گشودو پنجره ها بسته تر شدند

  • نیلوبلاگ

    شب لب گشودو پنجره ها بسته تر شدندبین من و تو فاصله ها مستقر شدند شیطان بهانه ای شدو ظلمت دهان گشوداجداد ما به روی زمین دربه در شدند آخرچه حکمتی ست که درچهار راه عقلدیوانگان بی سرو پا معتبر شدند وقتی زمین ضمانت ما را نمی کندحیرت مکن از اینکه درختان تبر شدند تاچند چوب طفره زنی پشت دست خویشباور بکن قبیله ی ما حیله گر شدند شعر از سید محمد علی رضازاده ...

    ادامه مطلب