
مردم هنوز پشت سرم حرف می زننداز اینکه سخت در به درم حرف می زنند مردم از این که ؛ من به خودم پشت کرده اماز حال خویش بی خبرم , حرف می زنند حق با درخت بود _ سکوت همیشه سبز _با این گمان که کور و کرم حرف می زنند از شاعری که عقده ای چشم های توستاز پاره پاره ی جگرم حرف می زنند سنگ نگاه این همه چشم بدون شرحبا نازکای بال و پرم حرف می زنند مردم ازاین که من به تو دل بسته ام عزیزمی خواهم از تو دل ببرم حرف می زنند من با شما که حرف ندارم ولم کنیدبا من کبوتران حرم , حرف می زنند مردم به حال و روز بدم , خنده می کنندمردم دوباره پشت سرم حرف می زنند شعر از سید محمد علی رضازاده ...
ادامه مطلب