
در آغوشت کشیدم مثل خاک مرده باران راتحمل کن کمی، اندوه آغوش بیابان راسر ناسازگاری دارم اما پافشاری کنبیابان سخت عادت میکند آداب مهمان راچه تقدیری که پایان بیابان ها بیابان هاستدر آغوشم بخوان این بیت...
ادامه مطلب
در دست باد ، مثل غباری به هر جهتما زنده ایم ، زنده ی _ باری به هر جهت این " هشت و چار " پرت و پلا را بگو چقدرباید به روی خویش نیاری ؟! به هرجهت بر موج پر تلاطم این رود ناگزیرحالم شبیه حال اناری به هر جهت ... چون دانه های سنگی تسبیح پاره ایمدر خیزش خیال فراری به هر جهت ... گیسو بلند کرده نشاندی به دوش بادهر تار موت , تازه سواری به هر جهت ! هم من به روزگار سگی خو گرفته امهم تو محل سگ نگذاری، به هر جهت سطل زباله ای ست زمین بی حضور عشقافتاده در مسیر مداری به هر جهت .. ! امیدوار و منتظرم تا که بگذرداین چند روزه ی سر کاری به هرجهت .. شعر از سید محمد علی رضازاده ...
ادامه مطلب
میخواهمت مثل مسیحی که هوس کرده چلیپا راتو درس عبرت نیستی بعد از گذشت قرن ها ما را بوی تعفن میدهد این جسم بر جا مانده از انسانگردن بزن این وحشی دیوانه خوی بی سروپا را گنجشک ها از ترس دیگر جیکشان هم در نمی آیداینان به تسخیر مترسک ها درآوردند دنیا را هر شب عذاب آسمانی بر سر این قوم نازل شدموشک نشانه می رود خواب لطیف کودکی ها را از انفجار مین و رگبار مسلسل شهر میلرزدوقتی فراتر میگذارد از اسارت یک نفر پا را میخواهمت مثل کسی که تشنه ی یک جرعه ی زهر استمن در حضیضم تا ننوشم از لبانت عرش اعلا را شعر از محسن مهرپرور ...
ادامه مطلب