غزلسرا

متن مرتبط با «بسته» در سایت غزلسرا نوشته شده است

شب لب گشودو پنجره ها بسته تر شدند

  • نیلوبلاگ

    شب لب گشودو پنجره ها بسته تر شدندبین من و تو فاصله ها مستقر شدند شیطان بهانه ای شدو ظلمت دهان گشوداجداد ما به روی زمین دربه در شدند آخرچه حکمتی ست که درچهار راه عقلدیوانگان بی سرو پا معتبر شدند وقتی زمین ضمانت ما را نمی کندحیرت مکن از اینکه درختان تبر شدند تاچند چوب طفره زنی پشت دست خویشباور بکن قبیله ی ما حیله گر شدند شعر از سید محمد علی رضازاده ...

    ادامه مطلب
  • گاهی گاهی همین که دل به کسی بستهای، بس است

  • نیلوبلاگ

    گاهی همین که دل به کسی بستهای، بس استبغضت ترکترک شدو نشکستهای، بس است گاهی فقط همین که به امّیدِ دیگریاز خود غریبهتر شدی و خستهای، بس است اهل زمین همیشه زمینگیر میشوندیک بال اگر از این قفست رَستهای، بس است در مرزِ عشق و وصل، تو ابنالسّلام باشبا اینهمه تضاد،چو پیوستهای،بس است این دور، دورِ حدِّ اقلهای عاشقیستدر حدّ یک نگاه که وابستهای، بس است سیدمهدی طباطبایی ...

    ادامه مطلب