
خوشیم با غم و اینکار غیرعادی نیستدر این جهان که مجالی برای شادی نیست خزان دو مرتبه تکرار می شود ،چندی ستچهار فصل خدا هم قراردادی نیست منم همان که به بخت سیاهش عادت کردشبی که در دلش امّید بامدادی نیست مدام عرصه ی یک اتفاق خود جوشممنی که هق هق ام اینروزها ارادی نیست به زور راندمت از خود ،خودت که می دانیهرآنچه را که نمی خواهی اش زیادی نیست نخواه سایه ی من سرپناه تو باشدبه سقف های ترک خورده اعتمادی نیست شعر از جواد منفرد ...
ادامه مطلب